35.0
کد خبر: 2845     13:21 1398/02/25

«ماکان بند» هم نویسنده شدند؟!

«ماکان بند» هم نویسنده شدند؟!

رهام هادیان در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

پس از بازار داغ سلبریتی های فضای مجازی در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، حالا پای ماکان بند هم به حوزه نشر کتاب‌باز شد.

like news3
    
like news0

هفته گذشته گروه «ماکان بند» در کنسرت خود که در تالار وزارت کشور برگزار شد، اعلام کردند قرار است به‌زودی کتابی را به قلم خود منتشر کنند!


رهام هادیان یکی از اعضای این گروه گفت: «در این ماه‌ها کتابی را نوشته‌ام درباره همه اتفاقات و مسیری که در آن افتادیم و آن را به‌زودی با عشق به شما تقدیم خواهیم کرد.»


همچنین امیر مقاره دیگر خواننده این گروه موسیقی در بخش دیگری از این کنسرت بیان کرد: «من دارم کتابی می‌نویسم و در مقدمه کتاب راحت باهاتون صحبت و درد دل کردم.»


چند روزی از انتشار این خبر توسط این گروه موسیقی نگذشته بود که برخی از مردم و اهالی قلم به آن واکنش نشان دادند.


بسیاری از منتقدان حوزه نشر و کتاب اعتقاددارند پرورش سلبریتی محوری در ادبیات اثرات بدی را در حوزه محتوا و درون‌مایه کتاب‌ها می‌گذارد. نگارش یک کتاب در هرگونه و قالبی نیاز به تحصیلات حداقلی و اشراف بر زبان و ادبیات عمومی دارد و انتقال محتوا در بستر قلم باید علاوه بر محبوبیت، مقبولیت هم در پی داشته باشد. این نظرات کارشناسی پیرامون ورود نویسنده‌های سلبریتی به حوزه نشر و کتاب منجر شده، مردم هم این‌گونه اخبار را مورد تمسخر قرار دهند.


موضوع ورود سلبریتی ها به حوزه نشر و نگارش کتاب مختص به زمان حال و این گروه موسیقی نیست و نمایشگاه بین المللی کتاب هم متأثر از این موج ناخوشایند سلبریتی محوری بود. نمایشگاه کتاب تهران که چند روزی از پایان آن گذشته است، همیشه یکی از شلوغ‌ترین و پرمخاطب‌ترین روزهای خود را زمانی برگزار می‌کرد که اصطلاحاً یک «شاخ اینستاگرامی» برای امضای کتاب خود به مصلی تهران می‌آمد. کتابی که به گفته مخاطبان آن حاوی مجموعه‌ای از «دل نوشته» های اینستاگرامی است و آن‌چنان محتوایی برای بازنشر و حتی آموختن ندارد.


صف‌های طولانی در نمایشگاه امسال کتاب تهران نشان می‌داد که تأثیرات فضای مجازی وارد حوزه کتاب هم شده است و دیگر یکی از ابزارهای تأثیرگذار در تعداد تیراژهای یک کتاب تبلیغات به‌اصطلاح شاخ‌های مجازی برای آن‌هاست. روزهای شلوغ نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و غرفه‌های پرترافیک مصلی که حتی کنجکاوی برخی نویسندگان صاحب سبک را هم برانگیخته بود، زنگ خطر را برای حوزه نشر به صدا درآورد که حتی محیطی مقدس مانند نویسندگی هم آلوده به فضای مجازی شده است.


این تهدید در فضای اخیر به سمتی رفت که بسیاری از سلبریتی ها هم  تأثیر اسم‌ورسم نویسندگی و انتشار کتاب‌های پرفروش چهره‌های محبوب مجازی، وسوسه شده‌اند تا در این میدان عرض‌اندامی کنند. حالا مهم‌ترین تهدید در عرصه رویش سلبریتی بازها در حوزه نشر و نویسندگی پیدایش سلیقه‌های جدید و مخاطبان کم سن و سال تر است که شاید تحت تأثیر محبوبیت چهره‌ها به دنبال آن‌ها کشیده شوند!


انتهای پیام/#

Source: yjc.ir
capcha
پر بحث ها ...
پیروزی پادشاه چمن برابر پادشاه خاک؛ راجر فدرر 3 بر 1 نادال را برد

صعود به فینال مسابقات ویمبلدون؛

پیروزی پادشاه چمن برابر پادشاه خاک؛ راجر فدرر 3 بر 1 نادال را برد

آخرین نظر1

آندره آغاسی : هر وقت تی وی رو دیدیم، این دو تا داشتند با هم بازی میکردند !!!

سحر قریشی: مشکل مملکت حجاب نیست اما امنیت یک زن، پوشش آن است!

گفتگو با یک بازیگر حاشیه‌ای درباره کارگردان شدنش

سحر قریشی: مشکل مملکت حجاب نیست اما امنیت یک زن، پوشش آن است!

آخرین نظر1

من : مشکل مملکت ادمهای دورویی مثل شماست که تو زبون از حجاب دفاع میکنی ولی تو عمل برعکسی پس خفه شو بشین سر جات

تقلید از عصر جدید جان پسر 12 ساله بابلی را گرفت

تقلید از عصر جدید جان پسر 12 ساله بابلی را گرفت

آخرین نظر1

محمدرضا باقرپور : به عنوان دانش آموخته حوزه علوم تربیتی، با شناختی که از کودکان و نوجوانان دارم، آن روز که این برنامه را دیدم، مضطرب شدم و به نظرم آمد اشکالاتی بر آن وارد است و موضوع را به دوستان هم طرح کردم و گفتم حس بدی دارم و حسم و حدسم این است که این برنامه، حتماً هزینه خواهد داشت و کشته خواهد داد؛ گوش به زنگ بودم تا اینکه همینطور هم شد؛ چراکه نوجوانان، این حرکات گول زننده را که در ظاهر، ساده به نظر می رسند، تقلید می کنند و آماده مطرح شدن هستند و این حرکت نیز برای به خصوص کودکان و نوجوانان، تحریک کننده بود تا خود نیز به تقلید، آن را انجام دهند و مورد تأیید قرار بگیرند که این اتفاق متأسفانه افتاد. آیا متولیان این کارها، قبل از اجرای چنین کارهایی، اندکی به عواقب آن نمی اندیشند و فقط بلدند از نسخه اصلی آن تقلید کنند؟ و صرفاً به پر کردن وقت مردم و مطرح کردن خود فکر می کنن؟ آیا ارزش این را داشت که یک نفر چنین قربانی شود؟ آقای علیخانی وجدانتان آرامش خواهد داشت بعد از این قضیه؟ این عصر جدید، اشکالات زیادی وارد است برایش؛ تقلیدی ناشیانه است از نسخه ها و برنامه های اصلی آن؛ حتی ادااطوارهای داورها هم تقلید شده و این خیلی مضحکه. من چند روز قبل در همین youtube همین حرکت نمایش طناب را در عصر جدید اون ور آبی ها می دیدم؛ آیا نبایستی پالایش بشوند برنامه های اینچنینی و از یه مشاور روانشناسی، یه جامعه شناس و... کمک گرفته شود؟ این برنامه هرچه قدر هم که به فرض خوب بوده باشد که به ده ها دلیل نیست، نمی ارزید که یک نفر، چنین جان خود را از دست بدهد. اگر می بینید بیشتر مردم، این برنامه هارو نگاه می کنن، بعضاً از سر ناچاریه که دنبال سرگرمی و نشاط هستند و الزاماً به معنی تأیید برنامه نیست. متأسفم از واقعه پیش آمده به این شکل.