15.0
کد خبر: 2811     15:30 1398/02/22

پولاد کیمیایی: از سینما دل‌زده هستم

پولاد کیمیایی: از سینما دل‌زده هستم

پولاد کیمیایی در نمایی از سریال «ماتادور»

پولاد کیمیایی خبر داد که قصد دارد به‌زودی با یک تئاتر روی صحنه برود. این بازیگر سینما که کمتر در عرصه‌ تئاتر در این سال‌ها فعال بوده است از حضورش در نمایشی به نام «جلاد ویولن‌زن» به کارگردانی آرش پورمحک در تماشاخانه ملک سخن گفت.

like news1
    
like news0

پولاد کیمیایی گفت: مدت‌هاست دغدغه این را دارم که تئاتر کارکنم، منتها منتظر فرصتی بودم که این فرصت بتواند برای من چالش ایجاد کند و بتوانم گامی محکم بردارم. تئاتر از سینما جداست و تخصصی متفاوت درزمینهٔ بازیگری می‌طلبد. چندین بار خیز برداشتم تا با کارگردانانی کارکنم منتها به دلایل مختلف این فرصت تا امسال دست نداد. امسال فرصتی برای من ایجادشده که می‌خواهم حتماً تئاتر را تجربه کنم و همین‌طور اجرای کنسرتی رسیتال را در برنامه‌ام دارم.
 

این بازیگر افزود: یکی از حسن‌های تئاتر این است که بازیگر را از تنبلی بیرون می‌آورد. دستاوردهای کمتری دارد و ریاضت بیشتری، اما در لحظه بودنش لذتی به بازیگر می‌دهد که بی‌همتاست. وقتی قرار است در یک‌زمان محدود نقشی را بازی کنی و همان وقت مخاطب تو روبروی توست و واکنشش را همان لحظه می‌بینی، این جسارت می‌طلبد و روتوش شده نیست، مونتاژی در کار نیست که برداشت موفق تو بیرون بیاید و ضعف‌هایت پنهان شود. ضعفی هم اگر باشد، معلوم می‌شود و همین جالب است.
 

این بازیگر در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: اگر بخواهم دروغ نگویم از سینما دل‌زده هستم. چون چیزی به نام ارزش سینمایی باقی نمانده. فیلم‌ها فقط گیشه شده‌اند و گیشه‌شان خیلی هم ارزان است! می‌خواهند مخاطب را به هر قیمتی بخندانند. یا سینمای غرغروی سیاه نمای جشنواره پسند می‌بینیم یا خوشی‌های دروغینی که در جامعه نیست را می‌بینیم و با رؤیا فروشی مواجهیم. یک‌زمان بزرگ‌ترهایی در سینما وجود داشتند اما الآن خیلی چیزها از بین رفته. نمی‌خواهم بگویم در تئاتر نیست، یا در جامعه نیست. در همه جای جامعه همین زوال را شاهدیم. آن خودخواهی‌ای که در رانندگی ما هست، در بقیه سطوح زندگی هم هست. قطعاً سینما و دولت و … هم مستثنا نیستند. همه‌جا را مردم ساخته‌اند و این حکایت ما مردم است. امروز دیگر دغدغه‌ای که بیست سال پیش برای سینما داشتم را ندارم. حتی فکر می‌کنم شاید اگر راه دیگری می‌رفتم بد نبود. امیدوارم تئاتر، کمی قلقلکم بدهد و از آن لذت ببرم.


انتهای پیام/#

Source: isna.ir
capcha
پر بحث ها ...
تقلید از عصر جدید جان پسر 12 ساله بابلی را گرفت

تقلید از عصر جدید جان پسر 12 ساله بابلی را گرفت

آخرین نظر1

محمدرضا باقرپور : به عنوان دانش آموخته حوزه علوم تربیتی، با شناختی که از کودکان و نوجوانان دارم، آن روز که این برنامه را دیدم، مضطرب شدم و به نظرم آمد اشکالاتی بر آن وارد است و موضوع را به دوستان هم طرح کردم و گفتم حس بدی دارم و حسم و حدسم این است که این برنامه، حتماً هزینه خواهد داشت و کشته خواهد داد؛ گوش به زنگ بودم تا اینکه همینطور هم شد؛ چراکه نوجوانان، این حرکات گول زننده را که در ظاهر، ساده به نظر می رسند، تقلید می کنند و آماده مطرح شدن هستند و این حرکت نیز برای به خصوص کودکان و نوجوانان، تحریک کننده بود تا خود نیز به تقلید، آن را انجام دهند و مورد تأیید قرار بگیرند که این اتفاق متأسفانه افتاد. آیا متولیان این کارها، قبل از اجرای چنین کارهایی، اندکی به عواقب آن نمی اندیشند و فقط بلدند از نسخه اصلی آن تقلید کنند؟ و صرفاً به پر کردن وقت مردم و مطرح کردن خود فکر می کنن؟ آیا ارزش این را داشت که یک نفر چنین قربانی شود؟ آقای علیخانی وجدانتان آرامش خواهد داشت بعد از این قضیه؟ این عصر جدید، اشکالات زیادی وارد است برایش؛ تقلیدی ناشیانه است از نسخه ها و برنامه های اصلی آن؛ حتی ادااطوارهای داورها هم تقلید شده و این خیلی مضحکه. من چند روز قبل در همین youtube همین حرکت نمایش طناب را در عصر جدید اون ور آبی ها می دیدم؛ آیا نبایستی پالایش بشوند برنامه های اینچنینی و از یه مشاور روانشناسی، یه جامعه شناس و... کمک گرفته شود؟ این برنامه هرچه قدر هم که به فرض خوب بوده باشد که به ده ها دلیل نیست، نمی ارزید که یک نفر، چنین جان خود را از دست بدهد. اگر می بینید بیشتر مردم، این برنامه هارو نگاه می کنن، بعضاً از سر ناچاریه که دنبال سرگرمی و نشاط هستند و الزاماً به معنی تأیید برنامه نیست. متأسفم از واقعه پیش آمده به این شکل.