25.0
کد خبر: 1977     09:08 1397/11/03

اتفاق تلخی که برای سینمای ایران افتاد؛

مرگ عزت‌الله انتظامی؛ پایان یک دوران بدون بازگشت

مرگ عزت‌الله انتظامی؛ پایان یک دوران بدون بازگشت

مرحوم عزت الله انتظامی

مرگ عزت‌الله انتظامى پایان یک دوران در سینماى ایران است، دورانى بدون بازگشت؛ این را ابوالحسن داوودی، کارگردان می‌گوید.

like news2
    
like news0

به گزارش کندو نیوز، ابوالحسن داوودی کارگردان در یادداشتی به‌جای خالی مرحوم عزت‌الله انتظامی در سینمای ایران اشاره‌کرده و نوشته است:

 

«انتظامى براى من تنها یک بازیگر نبود، بلکه برای من و ایران، نقطه اشتراک تمامی هنرهاى نمایشى محسوب می‌شد. سال‌ها بود که یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایم کار کردن با بازیگر بزرگى بود که می‌توانست به هر نقش هویت ویژه‌اى ببخشد و این ممکن نشد تا شکل‌گیری پروژه «زادبوم». این پروژه فرصتی مغتنم برای من بود که نقش را از ابتدا برای ایشان بنویسم، بدون آنکه لحظه‌ای به این بیندیشم که این نقش ممکن است از آخرین کارهای استاد جلوی دوربین باشد.

بعضى مرگ‌ها نشانه پایان یک دوران است، چون دیگر بدیلى پیدا نمى‌شود که با آن جایش را پرکنی، مرگ انتظامى پایان یک دوران در سینماى ایران است، دورانى بدون بازگشت...

ای‌کاش این اتفاق نیفتاده بود و سینمای ایران شانس این را داشت که مظهر هویت و غرور ملی‌اش را بازهم در فیلم‌ها ببیند و لذت ببرد.»

 


انتهای پیام/#

Source: fajrfilmfestival.com
capcha
پر بحث ها ...
پیروزی پادشاه چمن برابر پادشاه خاک؛ راجر فدرر 3 بر 1 نادال را برد

صعود به فینال مسابقات ویمبلدون؛

پیروزی پادشاه چمن برابر پادشاه خاک؛ راجر فدرر 3 بر 1 نادال را برد

آخرین نظر1

آندره آغاسی : هر وقت تی وی رو دیدیم، این دو تا داشتند با هم بازی میکردند !!!

سحر قریشی: مشکل مملکت حجاب نیست اما امنیت یک زن، پوشش آن است!

گفتگو با یک بازیگر حاشیه‌ای درباره کارگردان شدنش

سحر قریشی: مشکل مملکت حجاب نیست اما امنیت یک زن، پوشش آن است!

آخرین نظر1

من : مشکل مملکت ادمهای دورویی مثل شماست که تو زبون از حجاب دفاع میکنی ولی تو عمل برعکسی پس خفه شو بشین سر جات

تقلید از عصر جدید جان پسر 12 ساله بابلی را گرفت

تقلید از عصر جدید جان پسر 12 ساله بابلی را گرفت

آخرین نظر1

محمدرضا باقرپور : به عنوان دانش آموخته حوزه علوم تربیتی، با شناختی که از کودکان و نوجوانان دارم، آن روز که این برنامه را دیدم، مضطرب شدم و به نظرم آمد اشکالاتی بر آن وارد است و موضوع را به دوستان هم طرح کردم و گفتم حس بدی دارم و حسم و حدسم این است که این برنامه، حتماً هزینه خواهد داشت و کشته خواهد داد؛ گوش به زنگ بودم تا اینکه همینطور هم شد؛ چراکه نوجوانان، این حرکات گول زننده را که در ظاهر، ساده به نظر می رسند، تقلید می کنند و آماده مطرح شدن هستند و این حرکت نیز برای به خصوص کودکان و نوجوانان، تحریک کننده بود تا خود نیز به تقلید، آن را انجام دهند و مورد تأیید قرار بگیرند که این اتفاق متأسفانه افتاد. آیا متولیان این کارها، قبل از اجرای چنین کارهایی، اندکی به عواقب آن نمی اندیشند و فقط بلدند از نسخه اصلی آن تقلید کنند؟ و صرفاً به پر کردن وقت مردم و مطرح کردن خود فکر می کنن؟ آیا ارزش این را داشت که یک نفر چنین قربانی شود؟ آقای علیخانی وجدانتان آرامش خواهد داشت بعد از این قضیه؟ این عصر جدید، اشکالات زیادی وارد است برایش؛ تقلیدی ناشیانه است از نسخه ها و برنامه های اصلی آن؛ حتی ادااطوارهای داورها هم تقلید شده و این خیلی مضحکه. من چند روز قبل در همین youtube همین حرکت نمایش طناب را در عصر جدید اون ور آبی ها می دیدم؛ آیا نبایستی پالایش بشوند برنامه های اینچنینی و از یه مشاور روانشناسی، یه جامعه شناس و... کمک گرفته شود؟ این برنامه هرچه قدر هم که به فرض خوب بوده باشد که به ده ها دلیل نیست، نمی ارزید که یک نفر، چنین جان خود را از دست بدهد. اگر می بینید بیشتر مردم، این برنامه هارو نگاه می کنن، بعضاً از سر ناچاریه که دنبال سرگرمی و نشاط هستند و الزاماً به معنی تأیید برنامه نیست. متأسفم از واقعه پیش آمده به این شکل.