04 ارديبهشت 1398
25.0
کد خبر: 1903     16:28 1397/10/26

آتیلا پسیانی، امیر غفارمنش و لاله صبوری نوشتند؛

غم‌بارترین متن‌های تسلیت درگذشت حسین محب اهری

غم‌بارترین متن‌های تسلیت درگذشت حسین محب اهری

مرحوم حسین محب اهری

حسین محب اهری که مُرد، خیلی از بازیگران و هنرمندان درگذشت او را تسلیت گفتند اما از میان آنها برخی حزن و اندوه بیشتری داشتند.

like news2
    
like news0

به گزارش کندو نیوز، درگذشت حسین محب اهری خاطر خیلی از هنرمندان و هنردوستان را مکدر کرد. بسیاری از بازیگران فوت محب اهری را تسلیت گفتند.


در میان تمام متن‌های تسلیتی که سراسر رسانه‌های اجتماعی را درنوردیده است، سه متن به نظر ما از اندوه و غم بیشتر برخوردار بودند.

 


آتیلا پسیانی: خودت گفتی دونفره بی سرخر!

آتیلا پسیانی پیشکسوت نمایش و بازیگری با انتشار عکسی که مشاهده می‌کنید، نوشت:

 

«حسین قرار بود هم رو ببینیم. کجا رفتی؟
مگه ساعت ششم رسیده بود که رفتی؟
دیشب که نوید بهم گفت که تو رفتی، مات موندم.
تو قول داده بودی که هم رو ببینیم.
خودت گفتی دونفره بی سرخر!
وای چی بگم؟»

 

 

امیر غفارمنش: حسین محب اهری رفیقی غرق عشق

امیر غفارمنش بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون که پست اول دی اینستاگرام او نیز مربوط به ویدئوی تبریک یلدای مرحوم محب اهری است، می‌نویسد:


«خداحافظ دوست خوبم
حسین محب اهری رفیقی غرق عشق
زمانی که از خدا طلب می‌کردم رفتن را، اخم کردی و گفتی: امیر زندگی مثل خاله‌بازی بچه‌هاست، خیلی مهم نیست، ولی تا وقتی‌که هستی غرق این خاله‌بازی، کوتاه باش و ازش لذت ببر.

هفته پیش که به خونه‌ات آمدم به پسرت گفتی الآن فصل گل نرگسه، برو و برام گل نرگس بخر. وقتی گل‌ها رو بهت داد، چشماتو بستی و بو کشیدی و غرق زندگی بودی، غرق عشق.

هرگاه لب باز می‌کردی من هم غرق تو می‌شدم. غرق عشق؛ غرق بودنت و ... روحت شاد.»

 

 


لاله صبوری و زردچوبه‌ای که حسین محب اهری هدیه داد

لاله صبوری با انتشار عکسی از خودش، مرحوم حسین محب اهری و مریم کاظمی، نوشت:

«داشتم غذا می‌پختم زردچوبه را که برداشتم، اشک‌هایم راه افتاد، نورا پرسید: زردچوبه هم مثل پیاز تندِ؟ گفتم: نه، ولى این زردچوبه خیلى مى سوزونه، خیلى.
یاد شبى افتادم که رفتم دیدنش و به دختر ماهش گفت، یک قاشق و پیش‌دستی بیاورد، به منم گفت بیا اینجا، بعد یکی‌یکی می‌گفت چیزهاى مختلف بیاورند، مرباى زرشک، آب‌زرشک، کره بادام‌زمینی، بعدازاینکه می‌چشیدم، می‌پرسید چطور بود؟ می‌گفتم عالی می‌گذاشتشان کنار. آخرسر گفت پودر سیر و زردچوبه بیاورند انصافاً هم عالی‌اند، بعد گفت این‌ها اصل است و خودش در غذاهایش می‌ریزد. برایم تعریف کرد که در خانه تئاتر براى همه غذا می‌پخته و مریم (کاظمی) هم قربان صدقه‌اش می‌رفت و باهم خاطره بازى می‌کردند، خلاصه اینکه یک کیسه‌پر خوراکى همراهم کرد.


انتهای پیام/#

Source: kandoonews.com
capcha
    پر بحث ها ...