25.0
کد خبر: 1776     04:20 1397/10/14

خطاب به کمال تبریزی

پرویز پرستویی: به دنیرو توهین نکنید و تن آنتونی کویین را توی قبر نلرزانید

پرویز پرستویی: به دنیرو توهین نکنید و تن آنتونی کویین را توی قبر نلرزانید

پرویز پرستویی در برنامه 35 فریدون جیرانی

پرویز پرستویی در واکنش به اظهارات کمال تبریزی درباره رابرت دنیرو و مقایسه حامد بهداد با آنتونی کوئین، نوشت: خواهش میکنم به‌پاس تجربه خوبی که با شما داشتم، به رابرت دنیرو توهین نکنید و تن آنتونی کوئین را توی قبر نلرزانید.

like news2
    
like news0

به گزارش کندو نیوز، پرویز پرستویی در واکنش به اظهارات کمال تبریزی که گفته است: «حامد بهداد آنتونی کویین سینمای ایران است» در صفحه اینستاگرام خود نوشت:


آقای کمال تبریزی، امروز به اظهار نظری از شما برخوردم که برام تعجب‌برانگیز بود

و آن اینکه در اظهاراتتون اشاره کردید رابرت دنیرو در تمام بازیهاش باز خود رابرت دنیروئه

تنها کسی که تنوع در بازیهایش وجود دارد آنتونی کویین است.

و حامد بهداد برای من یاد اور آنتونی کویینه

من اصلا کاری به کار حامد بهداد ندارم

ایشون بازیگر بزرگیه و خودش شاید یادش نباشه که بنده به توصیه رامبد جوان در پشت بوم وزارت صنایع در سر فیلم‌برداری فیلم مومیای ۳، ایشون وزنده یاد پوپک گلدره به همایون اسعدیان برای بازی در فیلم آخر بازی معرفی کردم، پس دشمنی با ایشون ندارم.

 

 

من نمیگم حامد بهداد بازیگر بزرگی است یا کوچک.

اما خواهش میکنم با تمام احترامی که براتون قائل هستم به‌پاس تجربه خوبی که با شما در فیلم لیلی با من است و مارمولک و مهر مادری داشتم، به رابرت دنیرو توهین نکنید و تن آنتونی کویین رو تو قبر نلرزانید.

اگه میخواهیم برای فیلممون تبلیغ کنیم از هر کس و هر چیزی به عنوان دستاویز استفاده نکنیم و سعی کنیم آدم هارو با خودشون مقایسه کنیم.شما فیلمساز ارزشی هستید از شما توقع داریم اسیر تبلیغات کاذب نشوید.

 

نگاهی به برخی بازی‌های رابرت دنیرو

شاهپور عظیمی در ماهنامه فیلم نوشته: سال‌هاست او را به عنوان بازیگری می‌شناسند که هیچ یک از آثارش فروش فوق‌العاده‌ای نکرده‌اند، با این همه همچنان نزد سینماروها یکی از بازیگران محبوب است و این محبوبیت شاید به نکته‌ای مربوط می‌شود که بازیگران متد اکتینگ حاضرند جان‌شان را بر سر آن بگذارند: یکی شدن با نقش به هر قیمتی. دنیرو نیز این شگرد را در گاو خشمگین (۱۹۸۰) به کار گرفت و برای بازی در نقش جیک لاموتا پذیرفت چیزی نزدیک به ۲۵ کیلو چاق شود. با این‌که نتوانست نقش سانی کورلئونه را در پدرخوانده (۱۹۷۲) بازی کند اما حضور هرچند کوتاهش در پدرخوانده۲ (۱۹۷۴) در نقش جوانی دن کورلئونه برایش اسکار نقش مکمل را به ارمغان آورد.

 


رابرت دنیرو در دوران کاری‌اش کم‌وبیش در نقش‌های کمیک هم ظاهرشده است اما بیش‌ترین خاطره‌های سینما دوستان از بازی‌هایش به آثار تراژیکی مانند نیویورک، نیویورک (۱۹۷۷)، روزی روزگاری در آمریکا (۱۹۸۴) یا مخمصه (۱۹۹۵) ساخته مایکل مان بازمی‌گردد. او بازیگری است که فضا را همراه خودش جلوی دوربین می‌آورد؛ به این معنا که فضای موجود را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. او وقتی روبه‌روی دوربین ایستاده و دیالوگ می‌گوید، نمی‌توان حضورش را نادیده گرفت. پیش از این اشاره شد که برخی نویسنده‌ها (و به‌تبع آن‌ها، کارگردان‌ها) گاهی نقشی را مختص یک بازیگر به‌خصوص می‌نویسند، چراکه عکس‌العمل‌های آن بازیگر است که بیش‌ترین سهم را در به ثمر رساندن یک نقش بر عهده دارد.


پدرخوانده2یکی از شگرد‌های بازیگری دنیرو که به‌تدریج به یک خصیصه در بازی‌اش بدل شد، آرام بودنش در نگاه نخست است. هیچ کس فکرش را نمی‌کند که او در نقش تراویس بیکل دست به طغیان بزند. در نقش نودلز در فیلم لئونه، گنگستری بازنشسته است اما در جوانی‌اش نیز چندان به دنبال شروشور نبوده ولی هر وقت که پایش افتاده، خودش را جلو انداخته و سپر بلای دیگران شده است. آنچه باعث می‌شود او را در نقش‌های جدی‌اش پذیرفتنی بدانیم، اجراهای رنگارنگ او، هر بار و در هر نقش است؛ اتفاقی که در فیلم‌های کمیک او رخ نمی‌دهد، هرچند این آثار نیز طرفداران خاص خود را دارند. وقتی دنیرو در بیداری‌ها (۱۹۹۰) در نقش لئونارد ظاهر می‌شود که دچار بیماری جسمی سختی است و مرحله درمان او و عود کردن دوباره بیماری‌اش به نمایش درمی‌آید، پذیرش دنیرو برای تماشاگر در نقشی که در ظاهر هیچ ویژگی خاصی ندارد، بسیار آسان است چراکه او هیچ اتکایی به نقش‌های قبلی‌اش نداشته است. وقتی او ناگهان و برای نخستین بار در نقش مکس کیدی در تنگه وحشت (۱۹۹۱) در قالب یک مجرم شرور جای می‌گیرد، آنچه باعث می‌شود او را باور کنیم، بیش از این‌که به اجراهای او در آثار گذشته‌اش ربطی داشته باشد به اجرای او در نقش مکس برمی‌گردد و حتی از حرکت خاص چهره‌اش (به‌سوی پایین کشیدن دو طرف لب‌ها که حالتی از بی‌تفاوتی را نشان می‌دهد) در خدمت این نقش استفاده می‌کند.


دنیرو همواره تلاش کرده است که در نقش‌های متفاوتی ظاهر شود؛ چه فرانکنشتاین و چه در نقش شیطان در قلب فرشته (آلن پارکر، ۱۹۸۷؛ آل‌پاچینو هم در وکیل مدافع شیطان (۱۹۷۷) چنین کرده، کدام باورپذیرترند؟)، چه آل کاپون در تسخیر ناپذیران (۱۹۸۷)، چه در نقش کمیک دزدی که در ما فرشته نیستیم (۱۹۸۹) به کسوت کشیش درمی‌آید تا نقش‌هایی مانند آنچه در رونین (۱۹۹۸) به نمایش می‌گذارد یا این را تحلیل کن (۱۹۹۹) و ملاقات با والدین (۲۰۰۰) که در واقع دوره بازی‌اش در نقش‌های کمیک محسوب می‌شوند. این تنوع نقش‌ها حکایت از آن دارد که او قائل به این نیست که بازیگر مؤلفی است و بناست یک نقش را بارها در طول کارنامه‌اش تکرار کند. البته در این میان باید اشاره کرد که رابرت دنیرو ذاتاً یک بازیگر اکشن نیست. این را با حضورش در رونین و ۱۵ دقیقه (۲۰۰۱) نشان می‌دهند. توجه کنیم که بازیگران اکشن عموماً بازیگرانی برون‌گرا هستند که نقش آدم‌های برون‌گرا را هم بازی می‌کنند. بر همین منوال تصور تام کروز در نقشی عاطفی (مانند آنچه در آخرین سامورایی (۲۰۰۴) می‌بینیم که نقش قهرمانی رمانتیک را بازی می‌کند) پذیرفتنی نیست چراکه جهان بازیگر با نقش همخوانی ندارد. دنیرو نیز به عنوان بازیگری درون‌گرا که نقش را به درون برده و سپس آن را پردازش کرده و روی پرده (برای مثال) جیک لاموتا را جان می‌دهد، نمی‌تواند بازیگر اکشن باشد. این در مورد نقش‌های کمیکی که او بعد از تجربه ناموفق سلطان کمدی (۱۹۸۲) ادامه داد نیز صادق است؛ سگ را بجنبان (۱۹۹۷)، این را تحلیل کن، آن را تحلیل کن (۲۰۰۲)، ملاقات با والدین، ملاقات با فاکر‌ها (۲۰۰۴) و فاکرهای کوچک (۲۰۱۰) در کارنامه دنیرو آثار ماندگاری محسوب نمی‌شوند. نکته عجیب در بازی او استفاده از میمیک‌های مصنوعی صورتش برای هر‌چه بیش‌تر کمیک جلوه دادن نقش‌هاست. او در ما فرشته نیستیم در کنار شان پن (که یکی از ستایشگران دنیرو بوده است) هم مجبور است کنش فیزیکی دائمی داشته باشد و هم باید از میمیک‌های صورتش در نقشی استفاده کند که حضور دنیرو یا هر بازیگر دیگری تفاوتی در آن ایجاد نمی‌کند.

 


در نگاه کلی به نظر می‌رسد انتخاب‌های یک بازیگر نقش تعیین‌کننده‌ای در حضور سینمایی‌اش دارد. بر این اساس برخی بازیگران مانند گرتا گاربو (به عنوان رویکردی افراطی) زمانی که احساس کردند حضورشان روی پرده سینما نمی‌تواند شکوه و عظمت گذشته‌شان را به نمایش بگذارد از بازی در سینما خودداری کردند. برخی در سینما ماندگار شدند و به بازی ادامه دادند؛ شارل بوآیه یکی از این نمونه‌هاست که هم در جوانی و هم در دوران کهن‌سالی به بازی در سینما ادامه داد و مانند اینگرید برگمن، حتی در سال‌های بازنشستگی اسکار گرفت. با این همه آنچه می‌تواند ماندگاری بازیگران سینما را در نقش‌آفرینی‌هایشان – شاید - تضمین کند، موقع‌شناسی یک بازیگر، هم در انتخاب نقش‌ها و هم سنجش زمانه و فرازوفرود‌هایی است که صنعت سینما همواره با آن‌ها دست به گریبان بوده است. به نظر می‌رسد رابرت دنیرو یکی از آن چهره‌هایی است که انتخاب‌های سال‌های اخیرش نتوانسته‌اند چنان که باید جایگاه او در عرصه بازیگری را حفظ کنند. او که با نقش‌هایی مثل نودلز در فیلم لئونه، جیمی دویل در نیویورک، نیویورک (آن جوان عصبی که هم همسرش (با بازی لایزا مینِلی) را دوست دارد و هم دوست ندارد، به او التماس کند که تنهایش نگذارد)، حتی آخرین قارون (۱۹۷۶) که خاطره سازی‌ها کرده است، اکنون به نقش‌هایی مانند ملاقات با والدین و مجموعه‌ای از این دست رسیده که نه می‌توانند برای رابرت دنیرو ارزش هنری داشته باشند و نه ماندگاری.


انتهای پیام/#

Source: instagram.com
capcha
پر بحث ها ...
دانلود مسابقه عصر جدید (تمام قسمت‌ها با 3 کیفیت)

قسمت دهم اضافه شد؛

دانلود مسابقه عصر جدید (تمام قسمت‌ها با 3 کیفیت)

آخرین نظر2

ناشناس : در عصر جدید فقط آریا عظیمی نژاد رو کشف کردیم برای من بسه... آهنگساز و موزیسینی که کاملاً به کارش اشراف داره. دمش گرم برای این همه اطلاعاتش...

ماجرای جنجالی رقص زن مست در گلسار رشت (ویدئو)

نمایشی که بیش از یک بازیگر داشت

ماجرای جنجالی رقص زن مست در گلسار رشت (ویدئو)

آخرین نظر2

ناشناس : وقتی ملت از هر نوع خوشی محروم هستن طبیعیه که اینجوری سر‌ریز کنه

سپند امیرسلیمانی برای رامبد جوان نوشت (عکس)

سپند امیرسلیمانی برای رامبد جوان نوشت (عکس)

آخرین نظر1

ناشناس : منظورش اینه چون که رامبد برای من نون داشت حالا هر غلطی دلش میخواد بکنه مهم نیست

کیهان درصدد حذف رامبد جوان

سرسری عبور کنیم، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد

کیهان درصدد حذف رامبد جوان

آخرین نظر1

ناشناس : لعن به شوهری که زنشو بغل نمیکنه