25.0
کد خبر: 1564     10:05 1397/09/03

روزی که همه جورِ باید متفاوت باشد؛

بلک فرایدی یا جمعه سیاه از نگاه علی انصاریان

بلک فرایدی یا جمعه سیاه از نگاه علی انصاریان

علی انصاریان در ورزشگاه سن سیرو میلان

بلک فرایدی یا جمعه سیاه از نگاه علی انصاریان جمعه‌ای است که ساعت شش صبح جاروبرقی روشن می‌شود و همسایه بالایی یورتمه می‌رود؛ وانتی داخل کوچه هم آبگرمکن پاره می‌خرد.

like news2
    
like news0

به گزارش کندو نیوز، علی انصاریان که چند روزی است با عنوان «جشنواره میلان» در شهر میلان و ایتالیا حضور دارد، تصاویری فوتبالی و هنری به سوغات روی صفحه اینستاگرام خود منتشر می‌کند.


این بازیکن سابق فوتبال و بازیگر فعلی سینما و تلویزیون با انتشار تصاویری از ورزشگاه سن سیرو میلان درباره جمعه سیاه نوشت:

 

«سلام.. جمعه سیاه اون جمعه ایه که مامانت از شیش صبح جاروبرقی میکشه بابات چکش میزنه همسایه بالایی یورتمه میره یه وانتم تو کوچه داره آبگرمکن پاره میخره.
ورزشگاه سن سیرو میلان عاشق آث میلان بودم دوران طفولیت»

 

 

بلک فرایدی، جمعه سیاه یا حراج جمعه، آخرین جمعه ماه نوامبر به شمار می‌رود و شروعی است برای خریدهای کریسمس. مغازه‌ها و فروشگاه‌ها در این روز اجناس خود را با تخفیف باورنکردنی بفروش می‌رسانند بااینکه در کشورهای دیگر این روز تعطیل نیست اما شرکت‌ها این اجازه را به کارکنان خود می‌دهند که این روز را مرخصی گرفته و به خرید سال نو بپردازند.

 

 

این روز به‌قدری اهمیت دارد که فروشگاه‌ها قبل از ساعت 4 صبح کار خود را آغاز کرده و مردم از همان زمان برای خرید به فروشگاه هجوم می‌آورند و خرید تا قبل از آغاز شب ادامه می‌یابد. جمعه سیاه اوایل تنها در آمریکا شناخته‌شده بود اما در طول چند سال در تمام جهان به شهرت رسید به‌گونه‌ای که در نظرسنجی که توسط تیم تحلیلگران Black-Friday Global انجام شد در ایران 44 درصد پاسخ‌دهندگان اعلام کردند که با بلک فرایدی آشنا هستند. بیشترین خریدها در بلک فرایدی به ترتیب مختص به لباس، لوازم الکترونیکی، کفش، لوازم‌آرایشی و بهداشتی، لوازم‌خانگی، هدایا، محصولات کودکان، کتاب، لوازم ورزشی و لباس‌زیر است.
 

انتهای پیام/#

Source: kandoonews.com
capcha
پر بحث ها ...
تقلید از عصر جدید جان پسر 12 ساله بابلی را گرفت

تقلید از عصر جدید جان پسر 12 ساله بابلی را گرفت

آخرین نظر1

محمدرضا باقرپور : به عنوان دانش آموخته حوزه علوم تربیتی، با شناختی که از کودکان و نوجوانان دارم، آن روز که این برنامه را دیدم، مضطرب شدم و به نظرم آمد اشکالاتی بر آن وارد است و موضوع را به دوستان هم طرح کردم و گفتم حس بدی دارم و حسم و حدسم این است که این برنامه، حتماً هزینه خواهد داشت و کشته خواهد داد؛ گوش به زنگ بودم تا اینکه همینطور هم شد؛ چراکه نوجوانان، این حرکات گول زننده را که در ظاهر، ساده به نظر می رسند، تقلید می کنند و آماده مطرح شدن هستند و این حرکت نیز برای به خصوص کودکان و نوجوانان، تحریک کننده بود تا خود نیز به تقلید، آن را انجام دهند و مورد تأیید قرار بگیرند که این اتفاق متأسفانه افتاد. آیا متولیان این کارها، قبل از اجرای چنین کارهایی، اندکی به عواقب آن نمی اندیشند و فقط بلدند از نسخه اصلی آن تقلید کنند؟ و صرفاً به پر کردن وقت مردم و مطرح کردن خود فکر می کنن؟ آیا ارزش این را داشت که یک نفر چنین قربانی شود؟ آقای علیخانی وجدانتان آرامش خواهد داشت بعد از این قضیه؟ این عصر جدید، اشکالات زیادی وارد است برایش؛ تقلیدی ناشیانه است از نسخه ها و برنامه های اصلی آن؛ حتی ادااطوارهای داورها هم تقلید شده و این خیلی مضحکه. من چند روز قبل در همین youtube همین حرکت نمایش طناب را در عصر جدید اون ور آبی ها می دیدم؛ آیا نبایستی پالایش بشوند برنامه های اینچنینی و از یه مشاور روانشناسی، یه جامعه شناس و... کمک گرفته شود؟ این برنامه هرچه قدر هم که به فرض خوب بوده باشد که به ده ها دلیل نیست، نمی ارزید که یک نفر، چنین جان خود را از دست بدهد. اگر می بینید بیشتر مردم، این برنامه هارو نگاه می کنن، بعضاً از سر ناچاریه که دنبال سرگرمی و نشاط هستند و الزاماً به معنی تأیید برنامه نیست. متأسفم از واقعه پیش آمده به این شکل.